عاشقانه قصّه ای از عمق باور می نویسم
راز عشق عاشقان ابن حیدر می نویسم
می نویسم از فرازو از فرود از راه و بیراه
از ستمدیده و از ظلمِ ستمگر می نویسم
می نویسم از وفاداری وَ از پیمان تعهّد
از خروج طاغیان از مرزِ باور می نویسم
می نویسم تا بماند یادگار بودن من
از زمین کربلا از خاک اطهر می نویسم
از حسین ابن علی با اهل بیت، همسنگرانش
از ابوالفضلِ به حق ساقیِ کوثر می نویسم
دل که عاشق شد ندارد جای عشق دیگری را
ماجرای عاشقی در قلب دفتر می نویسم
می نویسم از سپاهِ تا بُنِ دندان مسلّح
از توکّل در نبردی نابرابر می نویسم
از نمازو از دعا در کارزار حقّ و باطل
تابلوئی زیبا که شد در خون شناور می نویسم
راه طولانی سفر سنگین و من در التهابم
رازِ حُرّ و توبه اش را بارِ دیگر می نویسم

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر