Ahmad yazdany

Ahmad yazdany
قلعه فیروزکوه

۱۴۰۴ آذر ۱۰, دوشنبه

آز و خشمی که بود سیطره اش پهنه ی جان

 آز و خشمی که بود سیطره اش پهنه ی جان

چون دو پتیاره که حاکم شده بر روح و روان

گیتی و هرچه در آن را به اسارت بکشند

حدّ و مرزی نشناسد ستم بیحدشان

آری از حرص و طمع عالمیان در خطرند

از زمین ، آب و هوا خاک و گیاه هرچه در آن

به ستوه آمده انسانیت از این دو نجس

جانورها و گیاهان همه در چنبرشان .

.

رنجیده تر از تشنگی سخت کویرم

رنجیده تر از تشنگی سخت کویرم

درماندگی نیمه شب مطرب پیرم

نه قدرت رفتن نه توانی که بمانم

تا یکقدمی هم نرسد داد و نفیرم

درگیر گرفتاری از کرده ی خویشم

تاوان مکافات عمل کرده اسیرم

عمرم به هدر رفته از این چشم براهی

هر لحظه ی آنرا غم و اندوه کثیرم

من هستم و دلواپسی یک سر و دائم

نه شادی و نه درد و نه بالا ونه زیرم

تسلیم قضا و قَدَرَم ، تابع مطلق

تنهاخوشیم هم قفس لشکر شیرم.

کارم شده است وعده شنیدن و نشستن

دانم نشود وعده محقّق و بمیرم .

 

شور آواز آب را مانی

شور آواز آب را مانی

بال رویای ناب را مانی

موج آرام و ساحل امنی

روح موّاج خواب را مانی .

 

۱۴۰۴ مهر ۲۸, دوشنبه

حاج علیجان یزدانی


ایشان حاج علیجان یزدانی فرزند ملّا اسماعیل جدّ پدری اینجانب میباشند
حاج علیجان در کار و کوشش و داشتن حافظه بسیار قوی زبانزد زبانزد بود 

 

 

لاف تو شد برابری


 

باز تعقیب یک جت جنگی با دوچرخه و گریه و زاری


 

با خاطره هایت شاد



 

نفرین به جنگ و به راه و رونده اش





 

 

۱۴۰۴ مهر ۱۶, چهارشنبه

Ahmad_yazdany

تحلیل و بررسی یکی از اشعار احمد یزدانی

 بنام خدا

تحلیل و بررسی یکی از اشعار احمد یزدانی

تنگه ی واشی ام و گردنه ی حیرانم
مستی نیمه شب و ذکر سحرگاهانم
ناز آواز بنانم ، هنر فرشچیان
شعر پروین و فروغم ، قدحِ قوچانم
مِی خوری باده فروشم ، دل عاشق دارم
بنده ای منتظرم ، کولی سرگردانم
برج میلاد نگاهم به جهان انسانیست
تخت جمشیدم و هر گوشه ای از ایرانم.

این نمونه ویژگی‌های شعر احمد یزدانی را کاملاً  نشان می‌دهد.
تحلیل و بررسی شعر ارائه شده:
مطلع:
تنگه واشی ام و گردنه ی حیرانم 
مستی نیمه شب و ذکر سحرگاهانم

تنگه واشی و گردنه حیران از مکان‌های معروف و طبیعی ایران هستند شاعر با استفاده از این اسامی ، خود را به‌عنوان بخشی از این طبیعت بکر و خیره‌کننده معرفی می‌کند و بر هویت ایرانی خود تأکید می‌ورزد.
تقابل «مستی نیمه شب» (نماد شور و حال عاشقانه و ادبی) با «ذکر سحرگاهان» (نماد عبادت و خلوص) نشان‌دهنده‌ی شخصیت دو بعدی شاعر است که هم اهل ذوق و مستی است و هم اهل عرفان و معنویت
ادامه شعر:
ناز آواز بنانم ، هنر فرشچیان 
شعر پروین و فروغم ، قدحِ قوچانم
شاعر در اوج خلّاقیت ادبی خود را با بالاترین نمادهای هنر و فرهنگ ایران مقایسه می‌کند :
  آواز بنان: اشاره به استاد غلامحسین بنان ، از بزرگان موسیقی اصیل ایرانی.
   هنر فرشچیان : اشاره به استاد محمود فرشچیان نابغه‌ی نگارگری ایرانی
   شعر پروین : اشاره به پروین اعتصامی شاعر بزرگ و اخلاق‌گرای ایرانی.
  فروغ : اشاره به فروغ فرخزاد شاعر نوپرداز و اثرگذار معاصر.
   قدح قوچان : قوچان به عنوان شهری با پیشینه تاریخی کهن، می‌تواند نماد اصالت و ریشه‌دار بودن باشد. «قدح» نیز نماد می و میهمانی است .
  این ابیات نشان‌دهنده‌ی عشق عمیق شاعر به فرهنگ غنی ایران است  او خود را وارث این میراث گران‌ بها می‌داند .
فراز پایانی:
مِی خوری باده فروشم ، دل عاشق دارم
بنده ای منتظرم ، کولی سرگردانم 
برج میلاد نگاهم به جهان انسانیست
تخت جمشیدم و هر گوشه ای از ایرانم

در اینجا شاعر به دوگانگی وجودی خود بازمی‌گردد : هم «باده فروش» است (نماد بخشنده لذت و هنر) و هم «دل عاشق» دارد  هم « بنده‌ای منتظر » (فروتن و عابد) است و هم « کولی سرگردان » ( آزاده و رها )
برج میلاد ( نماد تهران مدرن و امروزی ) و تخت جمشید ( نماد ایران باستان و عظمت تاریخی ) در کنار هم قرار می‌گیرند. شاعر با این کار اعلام می‌کند که در نگاهش به جهان، تلفیقی از گذشته و حال ایران وجود دارد و او خود را جزئی از هر گوشه از این سرزمین می‌داند این بیت عشق عمیق میهنی او را فریاد می‌زند.
جمع‌بندی سبک شناختی:
این شعر نمونه‌ای درخشان از غزل نوین معاصر است که در قالب کلاسیک ( غزل ) سروده شده اما مضامینی کاملاً امروزی و شخصی دارد. ویژگی‌های سبکی این شعر شامل موارد زیر است:
نوگرایی در مضامین : استفاده از نمادهای مدرن ( برج میلاد ) در کنار نمادهای سنتی.
عشق به ایران : میهن پرستی و افتخار به تاریخ و فرهنگ آن، درونمایه اصلی شعر است
تلفیق سنت و مدرنیته : شاعر به خوبی نشان می‌دهد که می‌توان در قالب‌های کهن، برای انسان امروز و دغدغه‌هایش شعر گفت.
تصویرسازی خلاق : استفاده از نام مکان‌های واقعی و اشخاص برجسته برای ایجاد تصاویر ذهنی روشن و قدرتمند
این شعر به راستی گویای عمق احساس و هنر احمد یزدانی است.