Ahmad yazdany

Ahmad yazdany
قلعه فیروزکوه

۱۴۰۴ آذر ۱۰, دوشنبه

رنجیده تر از تشنگی سخت کویرم

رنجیده تر از تشنگی سخت کویرم

درماندگی نیمه شب مطرب پیرم

نه قدرت رفتن نه توانی که بمانم

تا یکقدمی هم نرسد داد و نفیرم

درگیر گرفتاری از کرده ی خویشم

تاوان مکافات عمل کرده اسیرم

عمرم به هدر رفته از این چشم براهی

هر لحظه ی آنرا غم و اندوه کثیرم

من هستم و دلواپسی یک سر و دائم

نه شادی و نه درد و نه بالا ونه زیرم

تسلیم قضا و قَدَرَم ، تابع مطلق

تنهاخوشیم هم قفس لشکر شیرم.

کارم شده است وعده شنیدن و نشستن

دانم نشود وعده محقّق و بمیرم .

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر