واقعاً دارد تعجّب خصلت و خوی هر انسان
ابتدا از کودکی دلخور و خسته بوده از آن
چون شود رد در بزرگی خورده حسرت بر گذشته
گشته دلتنگ زمان کودکی از دل و از جان
میدهد در راه کسب مال و ثروت از سلامت
میکند از مال خود خرج سلامت سهل و ارزان
آنچنان میچسبد او بر زندگی گوئی نمیرد
میکند تسلیم مرگ هستی خود را مفت و آسان
فکر و ذکرش بوده آینده دهد امروز از کف
بیخبر باشد که دارد زندگی در لحظه جریان .
«شعر و شعور»
من که نفهمیده ام ، چیستم و کیستم
گرچه تمامی عمر سوختم و زیستم
آتش جانم به من گفت ، ببین سُرخیَم
شعله ورم باقیم ، سرد شَوَم نیستم .
احمد یزدانی
https://ble.ir/ahmadyazdany
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر