گروهی گفته در قرن گذشته
که قرن بیست و یک قرن هنر نیست
بنام دود و آهن خوانده آن را
که در متنش بغیر از شور و شر نیست
جهان دارد هوای تازه در سر
که حاکم پول و معیاری دگر نیست
سقوط عاطفه میگردد حتمی
که از انسانیت در آن اثر نیست
شرف با پاکدستی رفته زندان
برای اهل نیکی جز خطر نیست
شریک غافله همدست دزدان
خیانت خائنان را دردسر نیست
ستون پنجم دشمن فراوان
زراعت را ز بی آبی ثمر نیست
هوا آکنده از گرد و غبار است
عدالت را به سوی حق نظر نیست
شود پیچیدگی اوضاع حاکم
بجز درگیری و خون جگر نیست
اصالت رفته در گور تظاهر
وطن بر حال زارش مفتخر نیست
جهان آبستن تغییر وضعش
خرد بر صاحبش جز دردسر نیست
به هر روی آمد اکنون ما در آنیم
بجز دنباله ای از یک سفر نیست
بدی بد بوده مانند گذشته
و خوبی با جنایت همسفر نیست
قطار عمر عالم میرود پیش
حقایق این دو بیت مختصر نیست .
احمد یزدانی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر