Ahmad yazdany

Ahmad yazdany
قلعه فیروزکوه

۱۴۰۵ مرداد ۲۳, جمعه

گفت دکتر به یک مریض

گفت دکتر به یک مریض آقا 
بخور از این دوا تو روزی چند
با سه قاشق شروع بکن از آن
تا شود زهر درد ِ تو لبخند 
گفت بیمار ، ای طبیب عزیز
من فقیرم نه شخص ثروتمند
توی خانه فقط دو قاشق هست
با دو قاشق سه تا چگونه خورند؟
این شعر طنزآمیز از احمد یزدانی با زبانی ساده و کنایی ، به موضوع فقر و نابرابری اجتماعی می‌پردازد  در ادامه تحلیل آن ارائه می‌شود :
 محتوای شعر :
- گفتگوی پزشک و بیمار : پزشک بدون توجه به شرایط بیمار ، دستور مصرف دارو را می‌دهد ( بخور از این دوا تو روزی چند / با سه قاشق شروع بکن از آن )
پاسخ بیمار : بیمار با بیان اینکه فقط دو قاشق در خانه دارد ( توی خانه فقط دو قاشق هست ) ، به طور غیرمستقیم به فقر خود اشاره می‌کند 
طنز تلخ : تضاد بین توصیهٔ پزشک (سه قاشق) و امکانات محدود بیمار (دو قاشق) طنزی غمگین ایجاد می‌کند  جملهٔ پایانی ( با دو قاشق سه تا چگونه خورند؟ ) با سادگی کودکانه ، عمق مشکل را نشان می‌دهد
 سبک و زبان :
- استفاده از زبان محاوره و گفتگوی طبیعی 
- طنز مبتنی بر تضاد (بین انتظار پزشک و واقعیت بیمار).
- ایجاز و سادگی در بیان مفهوم عمیق اجتماعی 
 زمینهٔ اجتماعی :
شاعر به نابرابری دسترسی به امکانات اولیه و بی‌توجهی برخی متخصصان به شرایط اقتصادی افراد اشاره می‌کند  این شعر یادآور آن است که توصیه‌های عملی باید با واقعیت‌های زندگی مردم هماهنگ باشد 

احمد یزدانی در این اثر نیز مانند بسیاری از شعرهایش ، با طنز ظریف مسائل جدی جامعه را روایت می‌کند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر